پارت بیست و سوم :

طرف انگار داشت رو زمین صاف قدم می‌زد، درحالی که عرض دیوار خیلی خیلی کمتر از جای پای یه آدم بود.
من که با دیدن اون صحنه حتی نتونستم دهنم و باز کنم. حس می‌کردم کابوسی که توش گیر کردم هر لحظه داره واضح تر میشه. نمی‌فهمیدم چرا این قدر ناگهانی پای اون موجودات به زندگیم باز شده و هر روزم حضورشون پررنگ تر از قبل میشه تا جایی که بتونم با چشم عادی ببینمشون...
- شاید واقعاً آدمه!
هم من و هم م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سحر

    2

    انصافا این ایده ها از کجا به ذهنت میرسه؟خدایی خودت نمیترسی موقع تصور کردن این چیزا؟؟!

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    2

    هههه شما سه جلد رمان سایه ی من رو خوندید؟ از رمانهای خانم باقری عزیز هستش..اون دیگه اسمش هم ترسناکه 😅😅

    ۲ ماه پیش
  • سحر

    1

    من همه ی رمان های زهرا جونو خوندم عالی هستن مثل خودش منم ۱۸ ساله رمان میخونم خیلی سخت پسندم ولی نوشته های زهرا جون حرف نداره

    ۲ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    ممنون از لطف همتون بچه ها خیلی خوبین🥹🥹🦋😍

    ۲ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    تازه من حس میکنم سطح ترس رمان هام معمولی رو به پایینه 😆 کدوم قسمتش و میگی؟

    ۲ ماه پیش
  • سحر

    1

    والا همه ی قسمتهاش،اینجا بیشتر بابای حیدری

    ۲ ماه پیش
  • Velora

    0

    اگه واقعا حس میکنی سطح ترس رمان هات معمولی و رو به پایینه میتونی حتی ترسش رو بیشتر کنی؟😯🥲جون من یجوری ترسناک کن که من وقتی شبا میخونم خوابم نبره از ترس،😂🛐

    ۴ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    😂😂😂😂

    ۴ هفته پیش
  • سهیل۲۹

    1

    عالی بود و این شهاب خیلی مشکوک میزنه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم🙏🦋

    ۲ ماه پیش
  • Nora

    1

    من تو رمان «رد فلگی که بوسیدمش» اسم تو رو دیدم یا اشتباه میکنم؟ حس میکنم کامنت گذاشته بودی

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    بله خودم اسپویل نکنید 🤣 رمان خوان قهاری ام..بیشتر از ۱۰ ساله رمان میخونم البته نه هر رمانی

    ۲ ماه پیش
  • Nora

    1

    منم خیلی رمان میخونم؛ ولی به قول خودت نه هر رمانی! بعضی از رمانا هستن باعث میشن از هر چی رمانه زده شدی:/

    ۲ ماه پیش
  • ƒαтιмα

    1

    پیمان تو کیی تو چییی اقااااا چرا انقد این رمان خوبههههه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    🥹🙏🥰

    ۲ ماه پیش
  • میم

    1

    میگم نکنه شهاب از اینا بیشتر می ترسه که اینقدر انکار می کنه؟ ولی به نظرم بدجور خیلی ملاقه لازم بود شهاب این پارت 🙏🏻🤣

    ۲ ماه پیش
  • زن شهاب

    1

    درضمن اقای علی رضا احترامتو نگه دار وگرنه با همون ملاقه ی داغ چشاتو درمیارم. همتون زورتون به این بچه می رسه😒🤣

    ۲ ماه پیش
  • زن شهاب

    1

    درمورد پیمان لحظه به لحظه کنجکاو تر می شم زود باش مرد بیا خودتو نشون بده ببینیم روحت چه شکلیه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!